تبليغاتX
E.L.E.W.Y ... کم آوردی سوت بزن !!
جوووک !!!
***يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پونصدتومنه!!!

***یارو ميخي را برعكس به ديوار مي زد. دوستش از راه رسيد و گفت: «تو اشتباه مي كني، اين ميخ براي ديوار روبه روست.»

***يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»

***جسد یارو رو كه خودش رو دار زده بود رو ميبرن پزشك قانوني، بعد از بررسي مشخص ميشه 90 درصد علت مرگ كوفتگيه 10 درصد خفگي! دكترا كف ميكنن! ميرن محل خودكشي ميبينن یارو خودش رو با كش دار زده !!!

***یارو با يكي دعواش ميشه .بعد از كلي حرف زدن طرف ميگه:گير عجب خري افتاديما؟ غضنفر ميگه :خودت گير عجب خري افتاديا !!!

***نگريستم به گريستنت، گريستم به نگريستنت، گريستم و تو نگريستي، نگريستم و تو گريستي، گريستم تا نگريستي

مخت هنگ كرد يا بازم بگم؟

 


+ نوشته شده توسط !!» Mahsa-Mh «!! در جمعه 23 تیر1385 و ساعت 13:37 |
جوووووک !!!

دزده میره خونه یکی تلویزیون بدزده میگه اول بذار روشن کنم ببینم سالمه؟ از قضا تلویزیون فوتبال پخش میکرده طرف سرگرم تماشای فوتبال میشه و صاحب خونه بلند میشه میاد میگه آقا تو کی هستی؟ اینجا چیکار میکنی؟

طرف هول میشه میگه من بازیکن فوتبال بودم داور منو الان اخراج کرد!!

..............................................................................................................

یارو ادعای پیغمبری میکنه بهش میگن خب پیامبران ما معجزه داشتن مثلا وقتی به درخت میگفتن بیا درخت می اومد جلوشون تو چی داری؟

گفت خب منم می تونم بعد به درختی که نزدیکش بود گفت آهای درخت بدو بیا اینجا وقتی درخته نیومد یارو خودش رفت پیش درخت و گفت پیامبران را تکبری نیست اکنون که او نیامد ما میرویم!!!

 


+ نوشته شده توسط !!» Mahsa-Mh «!! در یکشنبه 18 تیر1385 و ساعت 23:37 |
جوووووک !!!
*** به یاروميگن خدا چيه ؟ ميگه خدا خيلي خوبه و مهربونه و آفريننده ي اين جهانه . ما که خيلي دوستش داريم . ابوالفضل نگهدارش باشه 

***مرده پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

***مرده تلويزيونو روشن مي کنه، مي بينه: هر ۶ کانال قرآن داره، تلويزيونو خاموش مي کنه،مي بوسه و مي ذاره رو تاقچه.

***مرده ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

مرده وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده

يه روز دو تا مرد سوار يه تاکسي مي‌شن. به راننده مي‌گن که يه نوار بذار برامون. راننده هم

ميگه که نوارها تو داشبورده. هر کدوم رو که مي‌خواهين خودتون بذارين. يکيشون شروع مي‌کنه به

گشتن و خلاصه يه نوار ويديويي در مياره و فشار مي‌ده که بذارتش تو ضبط! رفيقش هم تا مي‌بينه

مي‌‌زنه زير گوشش و مي‌گه: احمق! اين مال ضبط تريليه! تو مي‌خواي بذاريش تو ضبط پيکان

 


+ نوشته شده توسط !!» Mahsa-Mh «!! در پنجشنبه 15 تیر1385 و ساعت 16:43 |
بازم جوووووووووک !!!
پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من قاسم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟ 

 


+ نوشته شده توسط !!» Mahsa-Mh «!! در جمعه 9 تیر1385 و ساعت 15:25 |

موضوعات
نوشته های پیشین
طراح قالب E.L.E.W.Y